ای شب
...........
من همانند تو ام زیرا هر دو به آن چه نیستیم ،متهم هستیم.
من در آرزو هایم ، در رویاهایم ،در بودنم ودر شخصیتم همانند توام .
من همانند توام اگر چه غروب خورشید تاجی از ابر های زرین بر سرم نمی گذارد.
من همانند توام اگر چه سپیده ، جامه ام را با نور گلگون نمی کند.
من همانند توام ، اگر چه کهکشان راه شیری مرا در آغوش نمی گیرد.
من شب هستم .من شب هستم ،صمیمی ،آرام ، مضطرب . تاریکی ام آغازی ندارد وعمقم بی پایان است.
هنگامی که ارواح برمی خیزند ودر نور لذات خویش عظمت می یابند ، روح من،در سایه های درد خویش یخ می زند.
ای شب من همانند توام و تا هنگامی که پایان نیابم صبح نمی شوم.
- جبران خلیل جبران -
ای دوست من ، من آن نیستم که می نمایم .