سیزده فروردین 1392

 

 

پ . ن :عید خیلی خوبی بود...خدارو شکر...هرچند طبق معمول بعد سیزده بدر اون حس خاص تموم شدن تعطیلات اومد سراغم....

پ . ن :اصن سبزه گره زدنو دوس ندارم ولی ایی سبزه ی تو عکسو گره زدم !!!به هر حال دختر دم بخت فامیلیم دیگه!!!!!!!

 پ . ن: دلم می خواست اینجا هم یکم نو بشه...

 

 

 

 

دور بایست خوب من

 

دور بایست خوب من،

دورتر،

حالم را نپرس ،با من از چیزی حرف نزن چیزی از من نپرس ،

دورباش،منتظرم هم نباش، به من نگاه نکن

می دانی که در مرز دیوانگی قدم میزنم ،

مرا نبین،

نمی خواهم درگیر من باشی،

تو نپرس بگذارفکر کنم کسی نگرانم نیست تا آرام و آسوده دیوانه شوم.

بیست وپنج آذر ۹۱


پ ن : نمی دونم باز چش شده مشکل از کاست از بلاگفاست از اینترنته از کجاس؟؟؟!!!اصن باکس نظراتو واسم باز نمیکنه... نه تو سیستم خونه نه تو اپ تاپ نه تو گوشی....

پ ن : کلا هنوز از امسال نمی تونم حرف زنم کلی راهه تا بخوام پرونده سال گذشته رو ببندم ...متاسفانه یکم عقب موندم ...

پ ن :راسی سال نو مبارک...