برای دوستم "م.م"
دلم برات تنگ شده خیلی.
برا روزایی که با هم پشت اون صندلی ها می شستیم.
- هر چی خواسم ادامه بدم نشد -
دلم برات تنگ شده خیلی.
برا روزایی که با هم پشت اون صندلی ها می شستیم.
- هر چی خواسم ادامه بدم نشد -
گاهی وقت ها همه چی گرم ودلچسبه وگاهی وقت ها سردوساکت
گاهی وقت ها پر از شادی و خنده وگاهی وقت ها بی روح وحتی غمگین.
گاهی وقت ها که دلتنگ توام می دانی ،اصلا دلتنگی ات حال دیگری دارد سرشار
عشق است وشور
اما گاهی وقت ها که در دلم گم می شوی وهر چه می گردم سردرگم تر می شوم -فرق می کند-آخرآن موقع نمی دانم این آشوب برای آن است که تو را گم کرده ام آره این جور وقت ها همه چیز بی روح است وهمه چیز غمگین حتی آمدن یک دوست هم نمی تواند آن را بشوید - غمت را می گویم - .
اما وقتی بعد از یک عالمه تلاش تورا دوباره می یابم وشادی وصف ناپذیری همه ی وجودم را می گیرد باز هم نمی دانم که این شادی از کجاست وبرای چه است آخر نمی دانم که تو را باز یافته ام .
اما قلبم این احساس پر وخالی شدن را خوب می شناسد و همیشه از این که خالی بماند می ترسد بی آن که من از حالش با خبر باشم .!
اما تو .....
تو تنهایش مگذار که بی تو تنگ و خالی ست .
همین .