شایعه!!!

 

-         مگه نشنیدی تو؟

-         نه !جدی نامزد کردن؟! از کجا می دونی؟؟

-         آره بابا ، مگه ندیدی دوتاشون حلقه دستشونه!تازه خیلی هم با هم اند.

-         با اینا که نمیشه گفت .

-         تو خیالت راحت من رو هوا حرف نمی زنم ، منبع موثقه!!!خب دیگه نامزد کردن اما مث این که نمی خوان کسی بدونه!

-         اینارو کی گفته؟

-         با رفیق فابریکه دختره دوستم خودش بهش گفته ، گفته به کسی هم نگه ،هیچکی نمی دونه انگاری .

توضیحات: این مکالمه بین افرادی بود که من نمی شناختمشون اما دختر مذکور منم،رفیق فابریکه ام وجود خارجی نداره اگرهم داشته باشه من نمی شناسمش قوربونش برم چقدم به هیشکی نگفته!!آخه این هیچکی به عبارتی میشه نصف بیشتر دانشکده ی علوم وخیلی هم باهم اند یعنی چندبار تو دانشکده با هم طولانی حرف زدن!!!

این شایعه چند وقت پیش درباره من و یکی از هم دانشکده ها پیچیده بود که دوستی ما اصلا به هم دانشگاهی بودنمون ربطی نداشت،جالب این جاست که احتمالا من آخرین نفری بودم که از این نامزدی باخبر میشه!!!! و گویا چون ما نمی خواستیم کسی بدونه کسی جرات نداشته مستقیما تبریک بگه تا این که من اتفاقی تو سلف این گفتوگورو می شنوم!!!این هم از قشر دانشجو!!!!واقعا باید تبریک گفت برا قصه پردازی به این بی نقصی و پخشش به این سرعت!جالب اینجاست که می گفتن از خودم شندیدن!!کجا و کی من به کی گفته ام رو هم فقط اونا می دونستن وخداشون!!

چیزی که از همه ی اینا برام سنگینتر بود این بود که دختره وقتی داشت منو توصیف می کرد گفت تپل هم هست!!!!

من تپلم؟؟؟نیستم؟؟نه!!!!ن م ی خ ا م!

 

اسدلال استقرایی

 

 

کار پاکان را قیاس از خود مگیر ...

 

خوشحالم که تو مملکتی زندگی می کنم که وقت اداری اش وقتاییه که :

کارمنداش حوصله داشته باشن ،

گرمای تابستون اذیتشون نکرده باشه،

تازه از ماموریت پردردسر شهری برنگشته باشن و مهمتر از همه این که سیستم یعنی رایانه روشن باشه تا بتونن یه فرم یه صفحه ای رو پر کنن آخه شما نمی دونی روشن کردن سیستم خودش کلی وقت گیره و زحمت داره !!

همین طور خوشحالم تو مملکتی زندگی میکنم که وقتی از وقت و برنامه ریزی حرف میزنه انگاری جک می گی !!!

خوشحالم جایی زندگی می کنم که گفتن برو فردا بیا مث آب خوردن که نه نفس کشیدن غیر ارادی برا کارمنداش !!

کلا خوشحالم از این که ما این قد به هم دیگه احترام میذاریم و حقوق اجتماعی همیدیگه رو محترم می دونیم !!!!

 

به قول دوستم مریم تابلو خوشحالم ولی معلوم نیست !!نه؟؟؟خب فک کنم اگه شما هم ظهر تابستون برا یه دقیقه کار پاشی بری بعدش جملات بالا رو تحویلت بدن ته اش بگن برو فردا بیا قد من خونسرد وخرسند بشی!!!نه؟؟؟

 

مامان دیگه!!!

 

 

مامان من ازجمله اونایی که شدیدا معتقد و همیشه هم میگه:دختر که رسید به بیست باید به حالش گریست!!

و  اما پسر!پسر هم اگه شرایط مناسبیی داشته باشه مجرد موندنش اصلا درست نیست!!و صد البته این که قابل ذکر که درمورد این شرایط هم زیاد که چی بگم خوشبختانه اصلا سخت نمیگره!!! اینه که هر کارت عروسی که میا د خونه  مامانم مارو(من ، خواهرم وبرادرم ) به چشم متهم نگاه میکنه :

متهم ردیف اول (خواهرم ،دختر بزرگ خانواده):

23ساله،دانشجوی ترم آخر کارشناسی وشاغل،

جرم این متهم ثابت شده ومتهم هیچگونه حق دفاعی از خودش نداره چونکه:

همه ی هم سن وسالاش ازدواج کردن،

شرایط مناسبی برا ازدواج داره

 خواستگار هم زیادداره(بیشتر به خاطر همین که خواستگاراشو رد می کنه و بهونه میاره مورد انزجار مادر (قاضی )قرار گرفته وقاضی هیچ نظر مثبتی در این زمینه نسبت بهش نداره)

متهم ردیف دوم پسر خانوداه:

25ساله ،مهندس الکترونیک، وفعلا در خدمت سربازی به سر می بره!!

این متهم به دلیل همین شرایط خاص(سربازی)فعلا زیاد زیر فشار نیست، عمده ترین اتهام وی اینه که مامانم معتقده لباس سربازی رو درنیاورده می ریم خواستگاری اون اصلا این جوری فکر نمی کنه ومامان به خاطر این که هر روز هر روز کارت عروسی دوستای متهم میاد خونه گویا قدر غصه اش رو هم می خوره !!!.

متهم درجه سه:(خودم)

21ساله، دانشجو!!!

خب گویا در مورد این متهم هنوز هیچ جرمی ثابت نشده،بیشتر به خاطر اینکه پروبازی دار می اره وحرفای گنده تر از دهنش می زنه و مامان می ترسه با این اخلاقش رو دستش بمونه در معرض اتهام قرار داره و قتایی هم که با مامان بحثش میشه مامان :میگه خیله خب خیله خب اگه این منم محاله اجازه بدم برای تو خواستگار بیاد تو این خونه،قابل ذکره این متهم به خاطر این که 21سالشه اما خواستگارا پاشنه ی درو در نمیارن هم مورد اتهامه!!!

 

مامانه دیگه!!به قول خودش آرزوها داره!!!


بعدا نوشت :دلم خیلی بارون می خواست یه بارون تابستونی!! امشب بارید، بلاخره امشب بارید،فقط چند دقیقه، اما مهم اینه که شنید وبارید!!!!بارید!!!

 

 

 

 

چراسقوط عظیم انسانیت را به چیزی حقیر مثل گناه پیوند داده اند!!!