اسدلال استقرایی
کار پاکان را قیاس از خود مگیر ...
خوشحالم که تو مملکتی زندگی می کنم که وقت اداری اش وقتاییه که :
کارمنداش حوصله داشته باشن ،
گرمای تابستون اذیتشون نکرده باشه،
تازه از ماموریت پردردسر شهری برنگشته باشن و مهمتر از همه این که سیستم یعنی رایانه روشن باشه تا بتونن یه فرم یه صفحه ای رو پر کنن آخه شما نمی دونی روشن کردن سیستم خودش کلی وقت گیره و زحمت داره !!
همین طور خوشحالم تو مملکتی زندگی میکنم که وقتی از وقت و برنامه ریزی حرف میزنه انگاری جک می گی !!!
خوشحالم جایی زندگی می کنم که گفتن برو فردا بیا مث آب خوردن که نه نفس کشیدن غیر ارادی برا کارمنداش !!
کلا خوشحالم از این که ما این قد به هم دیگه احترام میذاریم و حقوق اجتماعی همیدیگه رو محترم می دونیم !!!!
به قول دوستم مریم تابلو خوشحالم ولی معلوم نیست !!نه؟؟؟خب فک کنم اگه شما هم ظهر تابستون برا یه دقیقه کار پاشی بری بعدش جملات بالا رو تحویلت بدن ته اش بگن برو فردا بیا قد من خونسرد وخرسند بشی!!!نه؟؟؟
ای دوست من ، من آن نیستم که می نمایم .