از وقتی یادم نمی آد وحتی نوشتن بلد نبودم می نویسم وتنها چیزی که آرومم می کنه همین نوشتنه .

البته توی این مدت نسبتا طویل ، نوشته هام هنوزبه شکل چرت وپرت می باشند وهمه ی تلاش های صادقانه ی من برای نوسنده وشاعر شدن بی نتیچه موند ه.

همه ی روشها وقالب های شعری رو حتی حسبیه رو هم امتحان کردم حتی سعی کردم عاشق شم تا بلکم شاعر شم آخه یه چیزی تو این مایه ها شنیده بودم اما نشد که نشد .

ونتیجه این که متوجه شدیم عشق یه چیزه و استعداد یه چیز دیگه اس که "اودا بیزدَ یوخ".

پس گفتیم غمی نیست بقیه ی عمرمون رو هم به چرت وپرت نویسی ادامه می دهیم خدا روچه دیدی شاید بعدها شدم بزرگترین چرت وپرت نویس عالم وصاحب سبک .

 

پ . ن ۱:این روزا حوصله ی هیچی رو ندارم حتی نوشتن رو .

 

پ . ن ۲ :یه دوستی داشتم همیشه می گفت بدترین احساسی که می تونی داشته باشی اینه که نتونی خودت رو به خاطر اشتباهت ببخشی حالا که یه همچین حالتی دارم می دونم چی میگفته .

 

پ . ن ۳: راست می گفتن که خود کرده را تدبیر نیست.

 

پ . ن ۴: پی نوشت چهار خذف شد .

 

پ . ن۵: داداش کوچیکم هر وقت چیزی ازم می خواد واحتمال مقاومت رو در من می بینه میگه: از هر آن چه که دوست دارید به دیگران انفاق کنید .

 

پ . ن ۶ :مامانم که نیست کسی کاری به کارم نداره منم یادم میره بخورم یا بخوابم - بعد از اندی سال زندگی ! - و همه چشای ورم کرده و قرمزم رو میذارن به پای سرما خوردگی ام .  

 

پ . ن۷: از اون جایی که من علاقه ی خاصی به اعداد ۷و ۱۷ و ۲۷  دارم  گفتم پی نوشتام هفتا باشه بهتره - البته با سیزده هم مشکلی ندارم .-

 



بعدا نوشت : کرده ی من تدبیر تو را می طلبد .

همین.


 

خیلی بعدا نوشت : می دونم هیچ کارت بی حکمت نیست ، بهت ایمان دارم.

 


یه سری تغییرات که فک می کنم ضروری بود !