استعدادهای ذاتی من!!
همین چندوقت پیش بود، تابسون امسال ،یه مدل مانتو تو تلوزیون دیدم خوشم اومد
فردای همون روز به اصرار رفتم و پارچه گرفتم که اونو برا خودم بدوزم!!حالا چرا به اصرار؟؟!!خب معلومه چونکه من تا اون موقع خیاطی نکرده بودم!!
نزدیک یک هفته روش کار کردم و شد یه مانتوی قرمزقهویه ای دو تیکه کپ همون که دیده بودم،
و اینطوری شد که همه ایمان آوردن که خیاطی استعداد ذاتی منه!!!
هفته ی پیش بود که تصمیم گرفتم آشپزی کنم و در کمال اعتماد بنفس گفتم: قورمه سبزی درس می کنم.
این وسط فقط یه سوال برام پیش اومد که از هم اتاقی ام شبنم پرسیدم:شبی جون سیب زمینی هاشو جدا سرخ کنم؟؟؟
-شبنم رو دیگه خودتون تصورکنین در حالی که به این می اندیشه که چی قراره بخوره-
قورمه سبزی مذکورآماده شد !!!
سر سفره پریا هم اتاقی سوم اذعان کرد که مث قورمه سبزیای مامانش شده!!!![]()
- حالا منم تصور کنین که چه حالی کردم با این جمله-
واین طوری شد که من به این نتیجه رسیدم که تنها خیاطی استعداد ذاتی من نیست!!! والان هم در تلاشم برا شکوفا کردن بقیه ی استداد های ذاتی ام{آیکون اعتماد بنفس شدیده هویجوری رو به افزایش }
ای دوست من ، من آن نیستم که می نمایم .