زمان!!!!
یادمه بچه که بودیم وقتی مامان میرفت بیرون و ما تو خونه می موندیم نهایتا چند ساعت طول میکشید تا برگرده ، وقتي هم برميگشت ميگفتم :مامان يه ساعته كجا بودي!!!؟؟؟؟
يه ساعت واسم يه مقياس خيلي بزرگ زماني بود...
اما الان انگار سال ها هم قابلي نداره....
پ . ن : سلام من برگشتم بعد چند ماه ....
اينجارو دوست دارم....
بعد از مدتها انگار ینجا احساس غریبی می کنم ...
سرما خوردم به شدت اونقد که حساب روزا از دستم در رفته فک می کردم امروز پنشنبه است انگاری نبوده!!!
اعصابمو خورده نمی دونم چرا هیچجا نمی تونم کامنت بذارم ثبت نمی کنه!!!!
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۱ ساعت 12:25 PM توسط افسانه
|
ای دوست من ، من آن نیستم که می نمایم .