دلم.
هر شب خوابشو می بینم ، خواب کاری که کردم و باعث شد ازش دور بشم،
دلم خیلی براش تنگ شده ،اینو وقتی عصرا تنهایی پیاده برمی گردم خوابگاه بیشتر از هر وقت دیگه ای
حس می کنم،هر چند فک می کردم سختر از این باشه.
دلم خیلی براش تنگ شده اما روی برگشتن ندارم
بیشتر از اینکه از برگشتن خودم مطمئنم باشم ایمان دارم که منتظرمه ...دلم می خواد برگردم...
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۱ ساعت 9:15 AM توسط افسانه
|
ای دوست من ، من آن نیستم که می نمایم .